تبليغاتX
غروب لحظه ها

غروب لحظه ها

                           باران   

 

امشب دوباره دارم ٬در دل٬ دعــای باران        گشتــــه زدوری او٬دل٬مبتـــــــلای باران

می بارد از سرشور٬اشکم به روی گونه        چون عاشقم بگریــم٬ من پا به پای باران 

با چشم دل نگـه کن احـوال آسمــان را         کز شور عشق دارد٬بر تـــن ردای بــاران

وقتی دلـم بگیـرد از دوری تـو ای مـــــه         خوشا که سر گذارم٬برشـانه های باران 

آنگه که ابر وا کرد عقده ی دل به رویم          خورشید شرم میکرد٬از ضجه های باران

در این سکوت تاریک دانی چرا نمردم؟           من زنـده ام حبیبا با نغمــه هـای باران!! 

اجل اگر بیایـد جان مـرا بگیـــــــــــرد            پــرواز می نمــایـم تـــا منتهــــای بــاران

برخـی خطا بداننـد عشق مـرا به بـاران       گویــم جـواب هـر کس جانــم فدای باران

"علی مجد"

+ نوشته شده در 87/02/25 21:55 توسط آیدین |


 ببخشید یه ذره نامرئیه!!!

 

 

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

 

یارب مگیرش ار چه دل چون کبوترم

افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

 

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار

حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

 

با این همه هر آنکه نه خواری کشید از او

هرجا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

 

ساقی بیار باده و با محتسب بگو

انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

 

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد

مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

 

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی

هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

 

                                                                حافظ

 

 

+ نوشته شده در 87/02/03 21:0 توسط آیدین |


 

کاش می شد منم یه قطره بارون بودم!!!!

 

باران

 باران

 

ریزش چشمای پاکت

روی قلبِ خسته ی من!!

 

قطره

 قطره

 

بوسه ی داغِ سکوتت

رو لبِ تکیده ی من!!

 

چکّه

 چکّه

 

نفس نفس هام

وقـتِ ، گریز فرصت!!

 

                                            علی مجد

                                   www.booyebaroon.blogfa.com 

+ نوشته شده در 87/01/31 19:3 توسط آیدین


هر قصه یک ترانه
هر ترانه خاطره ای دیگر
هر عشق یک ترانه ی بیدار است............

....من شعر می نویسم
تو با ترانه های عاشق من ، عاشق
تو با ترانه های تشنه ی من ، دریا
بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه می شوی
تو گریه می کنی
تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش تجربه کرده
یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار می کنی
یا با ترانه های من بر لب
در مصاف جلادان به مسلخ خویش می شتابی
یعنی که با منی
دیروز
امروز
تا هنوز و همیشه ...
ایا زبان متشرک این نیست ؟
آن زبان تازه که می گفتم ؟
ایا زبان مشترک این نیست ؟
 
                                                                 "اردلان "

+ نوشته شده در 87/01/22 19:32 توسط آیدین |


Where do I begin
To tell the story of how great a love can be
The sweet love story that is older than the sea
The simple truth about the love she brings to me
Where do I start

+ نوشته شده در 86/12/19 11:54 توسط آیدین


                 تمام حجم قفس را شناختیم بس است

                    بیا به تجربه در آسمان پری بزنیــــــــــم

                   اگر چه نیت خوبی ست زیستــــــــن امـا

                  بیــا که دست به تصمیم بهتــــری بزنیم

                                                      قیصر شعر ایران

+ نوشته شده در 86/11/09 18:9 توسط آیدین |


سلام

اینم یکی از شعرهای شاعر خوب معاصر کشورمون مرحوم مهرداد اوستا.....

کسی که هم نظم و نثرش منحصر به فرد بود

                                                              خداش بیامرزاد

            آثار

 1. تصحیح دیوان سلمان ساوجی
2. تصحیح دو رساله از خیام، «رساله‌ی وجود» و «نوروزنامه»، با شرح حال خیام
3. کتاب فلسفه و منطق و روان‌شناسی برای دبیرستانی‌ها
4. از کاروان رفته- مجموعه‌ی شعر
5. شراب خانگی، ترس محتسب خورده
6. حماسه‌ی آرش
7. پالیزبان- مجموعه‌ی نثر، داستان
8. امام، حماسه‌ای دیگر

         استاد اوستا بیش از 40 اثر تحقیقی و یا تألیفی در زمینه ادبیات و هنر از خود

 به یادگار گذاشته که بیش از 20 اثر آن در زمان حیات ایشان وبقیه بعداً منتشر شده است.

"راما" (در شعر)، "پالیزان" و "از امروز تا هرگز" (در نثر داستانی)، "تیرانا" (در نثر انتقادی)، "عقل و اشراق" (در فلسفه)، "اندیشه فلاسفه شرق و غرب"، "روش تحقیق در دستور زبان و شیوه نگارش فارسی"، "رساله ای در فلسفه، منطق، روانشناسی واخلاق"، "روش تحقیق درزیباشناسی" و "نقد و بررسی افسانه های ملل" (در چندین جلد)، "منطق کلام حافظ" و "منطق کلام فردوسی"، "منطق کلمات"، "منطق حماسی مهابرات"، "نقد وبررسی آثار سنائی"، "تصحیح کلیات شیخ سعدی"، "تصحیح دیوان ابوسعید ابوالخیر"، "تحلیل نوروز نامه و رساله وجود حکیم عمر خیام
نیشابوری"، "تحلیل فلسفی و علمی پیرامون اصول ادیان"، "لحن شناسی پیرامون آثار و افکار بزرگان سخن ایران"، "روش تحقیق در تاریخ هنر"، "تصحیح مجدد دیوان سلمان ساوجی"، "روش تحقیق در تحولات فکری و فلسفی در اروپا و آسیا"، "سیر مکاتب هنری در ایران"، "هدف هنر در شرق و هدف آن در اروپا"، "مکاتب هنری در شرق"، "مکاتب هنری در اروپا"، "مکاتب فلسفی در اروپا"، "مکاتب فلسفی درآسیا"، "هدف نهائی در شرق و غرب"، "کارنامه شعر معاصر"، "کارنامه نثر معاصر" و "تأثیر ادبیات ایران بر ادبیات جهان" (در تحقیق)، "اشک وسرنوشت" (تألیف) میباشند.

 

 

با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو

راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من, جانا چه می‌خواهی؟ بگو

گیرم نمی‌گیری دگر, زآشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر, با من سخن گاهی بگو

ای گل پی هر خس مرو, در خلوت هر کس مرو
گویی که دانم, پس مرو، گر آگه از راهی بگو

غمخوار دل ای می نیی, از درد من آگه نیی
ولله نیی, بالله نیی, از دردم آگاهی بگو

بر خلوت دل سرزده یک ره درآ ساغر زده
آخر نگویی سرزده, از من چه کوتاهی بگو؟

من عاشق تنهایی‌ام سرگشته شیدایی‌ام
دیوانه‌ای رسوایی‌ام, تو هرچه می‌خواهی بگو

 

سال شمار زندگی استاد 

  • نخستین شعرش را در سن ده سالگی در کلاس پنج ابتدایی سرود. این شعر دربارهٔ واقعهٔ عاشورا بود. معلمانش با این شعر وی را تشویق به سرودن شعر کردند.
  • در ۱۲ سالگی از بروجرد به تهران آمد و دوره دبیرستان را در پایتخت گذراند.
  • پس از گرفتن دیپلم ادبی، به استخدام آموزش و پرورش در آمد.
  • در سال ۱۳۲۷، تحصیلات عالی خود را در رشتهٔ معقول و منقول (الهیات) دانشگاه تهران آغاز کرد و آن را تا گرفتن درجهٔ فوق لیسانس فلسفه ادامه داد.
  • در سال ۱۳۳۲، نخستین اثر وی که تصحیح دیوان سلمان ساوجی بود، بوسیلهٔ انتشارات زوار به چاپ رسید.

پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مهرداد اوستا مردم را به مبارزه فرا میخواند

  • در شهریور ۳۲ به جرم مخالفت با رژیم شاه به زندان افتاد. وی اشعاری در مبارزه با رژیم شاه داشت که میتوان به شعر زیر که در سال ۱۳۳۵ سروده بود اشاره کرد:

خانه‌ها ویران، پی آبادی کاخی چراست؟
تا سزد خودکامه‌ای را دستگاه خودسری

  • سال ۱۳۳۳، سال آغاز تدریس وی در دانشگاه تهران، در همین سال نیز ازدواج کرد.
  • سال ۱۳۳۵، با سباستین مونه فیلسوف شرق شناس فرانسوی آشنا شد.
  • سال ۱۳۳۹، نخستین مجموعه شعر او به نام" از کاروان رفته" منتشر شد.
  • سال ۴۴، سفر به اروپا
  • سال ۵۱، دومین مجموعه شعر وی به نام" شراب خانگی ترس محتسب خورده" را در قالب قصیده منتشر کرد.
  • پس از پیروزی انقلاب، سمتهای وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ریاست دانشگاه تهران، ریاست مجتمع عالی هنر و... را عهده دار شد.
  • سال ۶۲،سفر به فرانسه
  • سال ۶۷، سخنرانی درباره شعر و شخصیت حافظ در کنگره ی بزرگداشت حافظ
  • سال ۶۹، شرکت در برزگداشت خلیل الله خلیلی شاعر بزرگ افغانستان
  • سال 70درگذشت در اثر حمله قلبی

 



+ نوشته شده در 86/11/07 23:32 توسط آیدین |


هر زمان خوبی از در درآید

                              دیگر بدی آنجا نیست

وهر کجا بدی پا نهد

                                      خوبی مرده است!

تو آمدی و من نبودم

                                  من آمدم و تو

                                                                  مرده بودی!! 

+ نوشته شده در 86/11/06 10:5 توسط آیدین |


روح غمگین هنگامی که با روحی شبیه خود متحد می شود تسکین می یابد.....

دلهایی که به واسطه غم به هم گره میخورند درشوکت شادمانی از هم جدا نخواهند شد.

عشقی که با اشک تطهیر شده است پاک و زیبا و جاودانه می ماند.

 

 

آيا چيزي هست که بايد از بخشش آن دريغ کرد؟

هر چه که هست بناچارخودبخود بخشيده خواهد شد پس چه بهتر اکنون که کسي را بدان نيازي هست ببخشي تا فرصت از آن تو باشد و بر وارثان نماند.                    

جبران خليل جبران

+ نوشته شده در 86/09/24 0:9 توسط یوسف |


ناتانائیل، کاش هیچ انتظاری در وجودت رنگ هوس به خود نگیرد. بلکه آمادگی برای پذیرش باشد. منتظر هر آنچه به سویت می آید باش و جز آنچه به سویت می آید آرزو مکن. جز آنچه داری آرزو مکن. بدان که در لحظه لحظه ی روز می توانی خدا را به تمامی در تملک خویش داشته باشی. کاش آرزویت از سر عشق باشد و تملک عاشقانه!

... ناتانائیل، تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود. در انتظار خدا بودن، ناتانائیل، یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری. تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو و همه ی خوشبختی خود را در همین دم قرار ده.
... نگرش تو باید در هر لحظه نو شود.

ناتانائیل، کتابم را به دور افکن!
به خود بگو که اینها یکی از هزاران نگرش ممکن در رویارویی با زندگی است. نگرش خود را بجوی. آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو انجام دهد، انجام مده. آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو بگوید و بنویسد، مگو و منویس. در درون خویش تنها به چیزی دل ببند که احساس می کنی در هیچ جا، جز در تو نیست. و از خویشتن با شکیبایی و ناشکیبایی ، آه!
موجودی بیافرین که جانشینی برایش متصور نباشد!

*****
"مائده های زمینی". اثر:آندره ژید. برگردان: مهستی بحرینی. انتشارات نیلوفر

+ نوشته شده در 86/09/23 20:24 توسط آیدین |


DESIGN BY :MINOS X


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

آيا چيزي هست که بايد از بخشش آن دريغ کرد؟
ناتانائیل
زندگی
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اردیبهشت 1387

هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386


نويسندگان

آیدین

یوسف
رضا آوینی


پيوندها

بوی بارون(رضاآوینی)


    تعداد بازديدها:

دانلودستان مينوس:طراح قالب
بزرگترين دانلودستان ايروني
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS